تجربه‌ای از برگزاری رویداد در قزوین

حق و حقوق
۱۷ مهر ۱۳۹۷
توهم مهاجرت
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹

تجربه‌ای از برگزاری رویداد در قزوین

مدت زیادی بود که فرصت نوشتن نداشتم و بزرگترین علتش دغدغه‌ی فکری و مالی بود. حتی چند تا مطلب رو توی پیش‌نویس‌هام رزرو کردم ولی فرصت نکردم منتشرشون کنم.

اما امروز تصمیم گرفتم یکی از تجربیاتم رو در زمینه برگزاری رویداد توی قزوین به اشتراک بذارم. شاید این موضوع بتونه برای کسایی که می‌خوان توی قزوین رویداد یا کارگاه و حتی دوره‌ برگزار کنن مناسب باشه.

قبل از اینکه برسم به بحث رویداد و کلا شهر قزوین باید این رو بگم که با مردمی زندگی می‌‌کنیم که هر کس ساز خودش رو میزنه. اغلب هر اتفاقی رو تهدید فرض می‌کنن و اقلیت به این فکر می‌کنن که پیشرفت یک جامعه با کمک همدیگه امکان پذیره نه با قبیله سازی و تکروی. اما نمی‌دونم چرا این موضوع برای اطرافیانی که حداقل ازشون انتظار همکاری هست کمتر دیده میشه!

قزوین طبق آمار سال ۹۵ چیزی حدود ۶۰۰ هزار نفر جمعیت داره (شهر قزوین) و بافت و فرهنگی قدیمی و سنتی در اون موج میزنه. نزدیک بودن به پایتخت هرچند از نظر جغرافیایی و خیلی چیزای دیگه خوبه، اما بزرگترین آسیب رو به نیروی کار این شهر زده. کسب و کارها اعتماد کمتری نسبت به بومی کاران دارن و ترجیحشون استفاده از نیروهای تهرانی (که انگار افرادی ماورایی هستند) هستش. از طرفی به خاطر جمعیت کم، طبیعتاً قشر آی تی کمی دارند و از استارتاپ‌های بومی کمتر استقبال میشه. اما می‌تونم بگم نیروها و استارتاپ‌های قوی زیادی تو این شهر هستند که متاسفانه نیروها به خاطر نبود فضای کار مناسب و البته هزینه‌ی دریافتی پایین ترجیح میدن به همون تهران جون برن.

و اما برگزاری رویداد در قزوین …

قزوین لاگ یکی از رویدادهایی بود که وقتی شروع کردیم دوست داشتیم بتونیم تیم‌ها و زیر شاخه‌هایی برای بهبود وضعیت آی تی شهر ایجاد کنیم. اما به دلایل مختلف این اتفاق بوجود نیومد.

هم در یوایکس و هم در لاگ استقبال به اندازه‌ی پتانسیل‌های شهر نبود. آدمای زیادی هنوز می‌تونستند بیان ولی موضوع براشون جذاب نبود. شرایط تبلیغات هم با توجه به مردمی بودنش در حد صفر بود. نهادهای کمی هم به واسطه‌ی ارتباط اعضا می‌تونستن به ما کمک کنن. مثلا یکی از اعضا تو پارک علم و فناوری بود و می‌تونست فضا رو در حد توان هماهنگ کنه یا یه نفر محیط شرکتش رو در اختیار رویداد قرار می‌داد.اما همه‌ی این‌ها به اندازه‌ای نبود که آدم‌ها رو جذب یا مشتاق کنه.

کم کم تعداد اعضا آب رفت… آدم‌های پایه‌ی اصلی کلا از قزوین رفتن… و این شروع یه آسیب جدی برای نیروی متخصص یک شهره!

برگردیم به قبل، واقعا چرا توی قزوین یه تیم خوب نمیشه جمع کرد؟

یوایکس قزوین

۴ سال پیش با کمک یکی از دوستان گنابادی و یکی از دوستان شیرازی تلاش کردیم که رویداد‌های یوایکس شیراز رو برای قزوین بومی سازی کنیم و این کار با حمایت خوبی از سمت دوستان شیرازی صورت گرفت. توی این رویداد در مورد هر چیزی که در زمینه‌ی تجربه‌ی کاربری و موارد مرتبط با اون هست رو صحبت می‌کردیم. موضوعی که نیاز به پیش نیاز آن‌چنانی برای یادگیری نداشت و خیلی تعاملی‌تر می‌شد برگزارش کرد.

رونمایی این رویداد در یکی از جلسات قزوین لاگ (گروه کاربران لینوکس قزوین) صورت گرفت که همون موقع هم می‌دونستم مسیر سختی رو دارم. آدم‌هایی که در ظاهر دست یاری میدن و در باطن اینطوری نیستن. (البته تعداد محدودی اینجوری بودن)

سعی من همیشه این بوده که بتونم مفاهیمی که بلدم رو به دیگران یاد بدم و هیچ وقت از اینکه کسی دانش یا تجربه من رو یاد گرفته احساس خطر نکردم. اما با همه‌ی این‌ها نمی‌دونم چرا استقبال از این رویدادها (که رایگان هست) با اون چیزی که در ذهن من هست کمتره.

این روزها یوایکس قزوین به کمک جمعی بیشتر نیاز داره.

نتیجه گیری: پیشرفت «باهم» انجام می‌شه. 🙂

میلاد صفاجوی
میلاد صفاجوی
علاقه مند به دنیای وب و تکنولوژی. بعضاً یک ایده پرداز، طراح تجربه کاربری و حتی طراح رابط کاربری. علاقه مند به سیستم مدیریت محتوای جوملا و دنیای متن باز. این وبلاگ یک تریبون آزاد برای گفتن حرفای روز مره ی خودم هست.

یک دیدگاه

  • سلام , مهمان