تجربه‌ای از برگزاری رویداد در قزوین
۱۰ اسفند ۱۳۹۸

توهم مهاجرت

مهاجرت! موضوعی که رتبه‌ی تک رقمی ایران رو داره. موضوعی پر از ندانستن‌ها و هیجانی عمل کردن‌‌ها. این مطلب گردآوری شده از چند نفر مهاجر به اروپاست و آمریکاست. امیدوارم برای کسی که فکر رفتن توی سرش هست مفید باشه

اخذ ویژای کاری ، تحصیل و بورسیه

شعار تبلیغاتی موسسه‌های مهاجرتی بیشتر حول این سه مورد می‌چرخه. بعد از این مدت هم می‌تونن با کمی تلاش راهکار ماندگاری بهتری توی اروپا یه هر کشور دیگه‌ای رو داشته باشن. اما بیایم یه کم به لایه‌های زیرین این موضوع بریم ببینیم که چقدر واقعیه.

عموما کشورهای توسعه یافته زمانی نیاز به متخص رو ارائه میدن که واقعا طرف حرفی برای گفتن داشته باشه یا به لحاظ توسعه‌ی شهری و تراکم جمعیت پذیرش مهاجر داشته باشه (مثل کانادا) اما بیاید با خودتون صادق باشید که تخصص شما اون طرف به درد چه کسی می‌خوره؟ چرا باید شما رو انتخاب کنند؟ موردایی بوده بین اطرافیان که طرف واقعا تخصصی جز چک کردن گوشیش و سرک کشیدن تو زندگی مردم نداشته و هر روز ناله می‌کنه از اینکه اینجا جای من نیست!

در مورد تحصیل و بورسیه هم، افرادی مهاجرت لازمن که دو تا پارامتر رو حداقل داشته باشن. ۱) زبان اون کشور رو خوب بلد باشن ۲) چیزی که دارن می‌خونن رو بلدن و برای ارتقاش می‌خوان برن یا حداقل شرایط خوندن اون درس دانشگاهی رو دارن. در واقع دلیلیشون برای تحصیل مهاجرته نه مهاجرت برای تحصیل!

تاپ رشته‌ی ایران همیشه برق بوده و یه مدت (وحتی الان) هر کسی رتبه‌ی خوبی میاره میره برق! یکی از دوستان اسیر همین موضوع شده بود و رتبه‌ی تک رقمی آورده بود و طبق معمول برق رو انتخاب کرده بود. اما بعد از ۴ ترم درس خوندن اخراج شد! اونم به خاطر تعداد مشروطی بالا و انتخاب رشته‌ی غلط. میخوام بگم حتی توی تحصیل هم ما هنوز نمی‌دونیم چی میخواییم بخونیم. فقط می‌دونیم که باید بخونیم، حالا هرچی! خب نتیجه‌ش داغون میشه!

شرایط سیاسی

اینو زیاد توضیح نمیدم ولی مواردی هم هستن که بنا به شرایط سیاسی میرن. خب قطعا هر کسی جونشو دوس داشته باشه از محل حادثه فرار می‌کنه. بنابراین قید اون‌ها اجباره نه انتخاب یا توهم

وضعیت رفاهی بهتر

در حال حاضر که دارم این مطلب رو می‌نویسم، یکی از بی ارزش‌ترین واحد‌های پولی رو داریم. از طرفیم مردم با مشکل درآمدری و کسب و کار روبرو هستند. دولت و سازمان‌ها هم به فکر مردم نیستن و هر وظیفه‌ای که انجام میدن رو با منت به مردم اراسه میدن. هر چقدر تلاش می‌کنن باز بدهکارتر می‌شن و سیکل فقر ا شدت ادامه پیدا می‌کنه. امنیت شغلی و کار هم که وضعیتش مشخصه و نیاز به توضیح نیست. بین دوست و رفقا مدارک فوق لیسانس رشته‌های تاپ هم هستن که دارن شغل کاذب انجام میدن با حقوق وزارت کاری (که رقمش در حد زنده موندنه)

یا از حقوق شهروندی بخوام بگم چیزی نیست که برای مردم انگیزه ایجاد کنه. وارد جزئیات نمیشم ولی از سیستم آموزشی گرفته تا شغلی، از اجتماعی تا اقتصادی، برای مردم جذابیتی نداره.

این عوامل باعث میشه که آدما فک کنن برن اونطرف وضعیت بهتر میشه یا پول بیشتر در میارن و رفاه بهتری دارن. اگر برنامه‌ای برای این موضوع نداشته باشید به احتمال قوی شکست سختی می‌خورید. اگه تحقیق نکرده باشید و ندونید کجا دارید می‌رید ممکنه همین امکانات رفاهی ناچیزم دیگه نداشته باشید و تمام سرمایه‌هاتون به باد بره. اینجا خیلی‌ها توهم زندگی ایده‌آل رو دارند ولی از میزان درصد‌های شکست اطلاعاتی ندارن.

آزادی بیشتر

یه دسته‌ی دیگه‌م هستن که به اسم آزادی میرن. میگن این طرف نه آزادی بیان هست نه آزادی اجتماعی و … . کاری به یه سری مجری مثل مسیح علی نژاد ندارم که داره از فضای رسانه‌ای استفاده می‌کنه و یه عده جوون و نوجوون رو هیجانی میکنه تا بگن اینور آزادی نیست،‌ طرفم اونیه که فکر می‌کنه آزادی ینی با تاپ و شلوارک بیایم بیرون. کسی که آزادی رو در این سطح می‌بینه واقعا اون طرف چیزی در انتظارش نیست جز افرادی که به دنبال One Night Stand‌ می‌گردند.

آزادی ینی من موقع نوشتن این مطلب نتونم متن اصلیمو بنویسم و به اجبار ۴ بند از مطالبم حذف بشه که مشکلی برام پیش نیاد!

اما میخوام بگم شمایی که دنبال آزادی هستی، لازمه بدونی که تقریبا سیستم‌های حکومتی در همه جا یه همچین چیزی رو دارن. در واقع اونا هم مشکلات آزادی خودشونو دارن

چاره چیه؟

این مطلب درمورد این نیست که پا نشید برید خارج. اتفاقا اگر تحقیق کردید که یه کشوری مناسبتون هست، می‌تونید مهاجرت کنید. ولی اینکه با توهم رفتن اونور یه زندگی رویایی برای خودتون تصور کنید که به محض رسیدن به اونجا براتون امکانات می‌ریزن، باید بگم وقتشه از خواب پاشید. به گفته‌ی یکی از دوستان در آلمان کار کردن تو این کشور زیرآبی رفتن نداره. نمی‌تونی به جای ساعت ۸ صبح، ۹ صبح بری و بگی ببخشید خواب موندم. نمی‌تونی کارو بپیچونی. (البته میگن ایتالیا این مورد مثه ایرانه).

برای رفتن هم سعی کنید بصورت مجاز برید و تا حد امکان پناهندگی سیاسی نداشته باشید. چون نه می‌تونید برگردید و نه خونوادتون در امانند. هر روش رفتنی هم انتخاب کنید باید بدونید که چقدر پول لازم دارید و ۲۰ درصد خطا در نظر بگیرید که یه وقت به فنا نرید

 

 

میلاد صفاجوی
میلاد صفاجوی
علاقه مند به دنیای وب و تکنولوژی. بعضاً یک ایده پرداز، طراح تجربه کاربری و حتی طراح رابط کاربری. علاقه مند به سیستم مدیریت محتوای جوملا و دنیای متن باز. این وبلاگ یک تریبون آزاد برای گفتن حرفای روز مره ی خودم هست.

یک دیدگاه

  • سلام , مهمان